معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

412

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

در خانه برهنه مانده بود تا آيه آمد كه « وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ » پيراهن نبوت آن بود كه حقّ تعالى دربارهء آن فرمود « وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ » . پيراهن معجزت آن بود كه جمعى از منافقان ، مسجد ضرار ساخته بودند و استدعاى حضور آن حضرت مىنمودند حضرت رسالت ( ص ) عزيمت فرمودند كه به آن مسجد روند و در آنجا به اداى نمازى قيام نمايند پيراهن مبارك پوشيده ، گوى گريبان « 1 » مىبستند هر گرهى كه دربستى فى الحال گشاده تا جبرئيل آمد و اين آيه آورد كه « فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى » . الآية . بندهء مؤمن را نيز چهار پيراهن بود ، پيراهن خدمت « خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ » پيراهن عفت « وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ » پيراهن معرفت « وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ » پيراهن نعمت « وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ » پيراهن اول باز بسته بتوفيق است ، و پيراهن دويم باز بسته به تحقيق و پيراهن سيّم باز بسته بتصديق و پيراهن چهارم باز بسته بتشويق ، ترا در دنيا به آن سه خلعت امروز مشرف گردانند . اميدوار باش كه فردا در بهشت از خلعت چهارم در نمانى قوله تعالى « وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ » ظاهر آنست كه اگر عزيز را بر درگاه نشسته نديدى با يكديگر خصومت ننمودندى ، امّا چون ديدند خجل گشتند و از براى دفع خجالت ، راه خصومت پيش آوردند . [ بيان آنكه نفس و روح در خلوتخانهء دنيا اظهار مراودت كردند ] نظير اين واقعه از روى تحقيق بشنو - اى درويش بدانكه نفس و روح در خلوتخانهء دنيا با يكديگر اظهار مراودت كردند و ليكن ابتداى آن از جانب نفس بود و روح را برهان توفيق رفيق گشت و و بال و ضلال و حيله و مخادعت نفس را بر وى ظاهر گردانيد . روح قصد مفارقت كرده ، روى به دروازهء آخرت آورد ، نفس چنگ ميل در ذيل عصمت او زد ، تا او را بجانب خود كشيده ميسر نشد ، ناگاه چون چشم بگشادند سرّ

--> ( 1 ) - كوى گريبان .